تبليغاتX
mehrabuni.blogfa.com

mehrabuni.blogfa.com

رنگین کمان

وجدان

وجدان

ای وجدان! ای تنها یار بی ریای من! برمن بتاب! از آتش خشمت مرا شعله ور کن. افسار مرا در دست بگیر و رامم کن تا پایم را درازتر از حق خود بر ندارم! مرا در پناه خود گیر.ای آینه ی وجودم عذابم ده اگر می بینی حقی را زیر پا می گذارم. خواب را بر چشمانم حرام کن اگر می بینی حرامی پا به زندگیم می گذارد من راضیم که آه تو وجود مرا بسوزاند تا آه کسی! پس ای راهنمای بی خطا! مرا دریاب و به من رحم کن و مرا به حال خود رها مکن.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 17:56  توسط صدیقه مهربانی  | 

شاید در دل خود بپرسید: چگونه می توان خوب و بد لذت ها را باز شناسیم؟

به کشت زارها و بوستان ها بروید تا دریابید که لذت زنبور در مکیدن شهد گل است. اما لذت گل نیز در این است که شهد خود را به زنبور بخشد.

گل در نگاه زنبور سرچشمه ی حیات است و زنبور در نگاه گل ، پیام آور عشق حیات بخش است.

و در دیده ی هر دو - زنبور و گل - گرفتن و دادن لذت ، نیاز است و خوشی.

آری ای مردم، در لذت هاتان همچون گل و زنبور باشید.

             
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 22:5  توسط صدیقه مهربانی  | 

اگرخواستید پروردگارتان را بشناسید،پس به حل معماها روی نیاورید، بلکه به پیرامون خود بنگرید، خواهید دید که او با کودکان در حال بازیست، به آسمان گسترده نظر فرا دارید، می بینید که او در میان ابرها راه می رود و دستانش را در آذرخش دراز می کند و با باران به زمین فرود می آید.

نیک اندیشه کنید، آنگاه پروردگارتان را خواهید دید که درگل ها لبخند می زند،

سپس بر می خیزد و دست هایش را در درختان تکان می دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 2:36  توسط صدیقه مهربانی  | 

......


           راز سلامتی و سرزندگی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 2:0  توسط صدیقه مهربانی  | 

مناجات

چون درسکوت شب نیک گوش فرا دهید ، خواهید شنید که کوهها ، دریاها و جنگل ها به آرامی و فروتنی چنین دعا می خوانند:

پروردگارا، خداوندا، ای که ما را بال و پر پروازی، ما به خواست تو می خواهیم، و به شوق تو مشتاقیم و خواهان،

با قدرت توست که شب های ما که از آن توست به روزهایی بدل می شوند که آن ها نیز خود برای تواند.

ما نمی توانیم نیازی از تو بخواهیم ، زیرا تو نیازهای ما را می دانی پیش از آنکه در ژرفای ما زاده شوند.

تو خود نیازمایی وهرچه بیشتر ازخود به ما افزایی،همه چیز را بر ما فزوده ای.

                                                             پیامبر- جبران خلیل جبران
+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 3:2  توسط صدیقه مهربانی  | 

بهشتی دیگر

 نمی دانم؟

اگر یک بار دیگر خلق می گشتم، اگر یک بار دیگر، نوجوان و کودک و نوزاد می گشتم،

کدامین راه را از نو نمی رفتم؟ و یا یک بارو صد بار و هزاران بار می رفتم؟

نمی دانم چه می کردم؟ چه می خواندم؟ چه در این عالم بی ریشه و بی بنیاد می کشتم؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 0:8  توسط صدیقه مهربانی  | 

...؟؟؟

 

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد...

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت...

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

واو یکریز وپی درپی دم گرم و چموشش رادرگلویم سخت بفشارد

وخواب خفتگان خفته راآشفته تر سازد

بدین سان بشکند هردم سکوت مرگبارم را.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 3:24  توسط صدیقه مهربانی  | 

زیبایی

...زندگی نگاه ماست به خود و دیگران...

پنجره ای که ما می گشاییم، حکایت ما و روزگاری است که بر ما می گذرد.

                                 می توان زیبا دید ، زیبا زیست

زیرا زیبایی چشمه ای است که از درون هر یک از ما می جوشد و جاری می شود، چشمه ای واقعی نه موهوم.

زیبا دیدن ساده لوحی نیست ، حقیقی ترین نگاهی است که هر انسان می تواند داشته باشد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 2:17  توسط صدیقه مهربانی  |